آشيانه ی عشق
آشيانه ی عشق
به وبلاگ آشيانه ی عشق خوش آمديد
مديريت وبلاگ را با ارايه نظرات و پيشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمايی نماييد.
با آرزوي لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزيز .
 
 

 

 

 دوشنبه، 4 اردیبهشت هزار و سیصد و نود و یک - 9:15 AM

 

 حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

کوچه ها مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میون کوچه ها بر فاطمه

گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود

 

سلام دوستان عزیز.....فرا رسیدن ایام سوگواری

بانوی دو عالم حضرت فاطمه ‌‌‌‌(س) را بر شیعیان آن

حضرت تسلیت میگم... 

 


  نظرات 3    
 

 جمعه، 19 اسفند هزار و سیصد و نود - 7:45 AM

 

دوستای گل من سلام به همگی شما....انشاالله که

همگی خوبین؟پیشاپیش فرا رسیدن نوروز ۱۳۹۱ رو هم به

 همتون تبریک و شاد باش میگم... دوستای گلم میخوام

بگم که تو این مدت که نبودم یه رمان نوشتم که خیلی

قشنگه و اگه خدا بخواد به زودی چاپ میشه وبعد از اینکه

روانه ی بازار شد به همه خبر میدم که درصورت تمایل برین

و تهیه کنیدو بعد از خوندن نظر خودتون رو به من بگین (البته

هنوز چاپ نشده)و دوم اینکه احتمالا بعد از عید به طور 

مداوم میام نت و با شما خواهم بود و البته با نوشته

های جدیدم...منتظر باشین..مرسی از لطف همه

 نسبت به خودم..همتون رو دوست دارم......Smile

 


  نظرات 6    
 

 سه شنبه، 6 اردیبهشت هزار و سیصد و نود - 2:28 PM

خدا حافظ

 

با سلام خدمت همه ی دوستای گلم...حالتون چطوره؟؟

میدونم که از این نوشته حتما تعجب میکنین...اما به خاطر

گرفتاریهای شغلی که دارم مدتی رو نمیتونم پیشتون باشم

اما خیلی زود بر میگردم...البته در هر فرصتی که به دست

 بیاد به کامنتهاتون سر میزنم و البته فرصت باشه جواب

 محبت شما رو میدم...اما خیلی زود بر میگردم...منتظر

دلنوشته های جدید من باشید...میخوام بگم که همه ی

 شما رو دوست دارم.... نمیخوام اسم بیارم چون اگه اسم

 کسی رو از قلم بندازم از دستم ناراحت میشه...عاشقانه

 دوستتون دارم و فراموشتون نمیکنم..فقط اینو بگم که رفتن

 من زیاد طول نمیکشه.....تا بعد همه ی شما رو به خدا

سپردم.....نکنه فراموشم کنین؟؟Smile 


  نظرات 58    
 

 دوشنبه، 29 فروردین هزار و سیصد و نود - 4:58 AM

به ياد آور

 

وقتی که دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که

خیلی دوست داره...وقتی که نا امید شدی به

یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی...وقتی پر

از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات

محتاجه...وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد

بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته...وقتی

که چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو

که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه...وقتی جایی

نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که 

توی آغوشت جا میگرفت...وقتی که به انگشتات نگاه

کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای

انگشتات گم می شد...وقتی شونه هات خسته

شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو

می لرزوند...


  نظرات 32    
 

 پنجشنبه، 18 فروردین هزار و سیصد و نود - 2:05 AM

 

همیشه از نگاهت فرار کردم اما تو آنقدرسرسخت

بودی که مرا در گرداب غفلت و سردرگمی رها کردی

شاید در نگاهت احساس نبود.......تو خود سردرگم

مانده ای اما غرور بی جای تو باعث شده تو را ثابت

نگهدارد.هر گاه نفست با نسیم یکی میشود شاپرکها

را به پرواز وا می دارد در گوشه ای از آن پیغام نا مفهومت

به دستم می رسد و آن وقت میفهمم که هنوز نتوانستی

به حس لطیف و زیبای عشق برسی......در آغاز راه تردید را

پیش گرفتی..

                                         ( نوشته ای از خودم ) 


  نظرات 46    
 

 جمعه، 5 فروردین هزار و سیصد و نود - 6:46 AM

بي وفا

 

بی وفا اون لحظه که من افتادم تو دام تو

فکر نمیکردی رها شم یه روز از دستای تو

یادته اون لحظه ی ناب تو به من خندیدی

و با حرفای قشنگت دلمو دزدیدی

یادته قصه ی عشقو توی گوشم خوندی

اما چه زود منو ای دل سنگی روندی

بی وفا من صادقانه با دلت نیاز کردم

من تا امروز عاشقونه واسه ی تو ناز کردم

ولی تو در عوضش در دل خود خندیدی

ولی تو سنگ شدی ناله هامو نشنیدی

بی وفا با رفتنت قلب من آروم شکست

گرد خستگی بدون روی تن سردم نشست

بی وفا تنها شدم مث پرنده بی نفس

بال زدم خسته شدم ای بی وفا من تو قفس

اونجا بود که فهمیدم باید تو رو فراموش کرد

شعله ی عشقو تو این دل غمگین خاموش کرد

فهمیدم تا همیشه دل باید سنگ باشه

با دلای بی وفا دائما در جنگ باشه

فهمیدم عشق همه ی عاشقا هوسه

تب عشق فقط تو شعر و قصه ها مقدسه

دیگه حتی ابر هم به حال ما نالان نیست

بی وفا تو خود بگو حقیقت تو قلب کیست؟

فهمیدم تو سرزمینی که میگن پر از یاسه

دل دادن آدماش به همدیگه بی اساسه

فهمیدم تو شهری که اسمش شهر عاشقاست

خرد شدن آدماش ای بی وفا چه بی صداست

 

                                         Smile شاعر: خودم Smile


  نظرات 41    
 

 پنجشنبه، 26 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و نه - 8:44 AM

 

خدمت همه ی دوستان گلم سلام عرض میکنم.....از

همه ی دوستان عزیز که تا الان منو همراهی کردند و

به من لطف داشتن تشکر میکنم... همتون رو دوست دارم

این آخرین آپ امسال من هست.....تا سال جدید دیگه آپ 

نمیکنم.....پیشاپیش به همه ی عزیزان فرا رسیدن سال

 جدید و نو رو تبریک میگم و برای همه آرزوی سلامتی در

 سال جدید رو دارم....KissSmile

امیدوارم که سال جدید برای همه سالی پر برکت و شادی

 بخش باشه و در این سال همه ی خوبان به تمام آرزوهای

بزرگ و کوچکشون برسنSmileKiss

 دوستان گل من سال نو بر شما و خانواده ی محترمتان

 مبارک............Smile

                       Smile شرمنده اگه کسی رو خبر نکردمSmile 


  نظرات 41    
 

 شنبه، 21 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و نه - 2:17 PM

رز من

 

نگشتم همصدای تو رز من

                                   شکستم در نگاه تو رز من

درون قایق دلواپسیهام

                                 گرفتم رد پای تو رز من

تو غربت در سکوت شهر سنگی

                                    چرا رفتی ز کوی من رز من؟ 

ببین سنگ صبور من شکسته

                                              ندارم طاقت غم رز من

کی گفته:من نخواهم بودنت را

                                          گذشتم از هوای تو رز من؟

نشستم من به راه تو رز من

                                    تویی فردام  عشقم دنیام رز من

                                  

                                Smileشاعر : خودمSmile


  نظرات 31    
 

 یکشنبه، 15 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و نه - 2:28 AM

 

سلاااااااااااااااام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم....Smile 

متاسفانه ایرانبلاگ تقریبا چهار روز قطع بود....به این دلیل

نمی شد که آپ کنم اما الان با یه خبر اومدم که می ترکونه

دوستان گلم من دارم داااااااااماااااااااااد میشمSmileWink

فردا دوشنبه بعد از ظهر ساعت ۴۵/۴ دقیقه من تو محضر

 عقد می کنم.KissSmileWink

بچه ها از همتون میخوام که برام دعا کنین.....خیلی

خوشحالم و همه ی شما عزیزان از همین الان دعوت

 هستین....کادو یادتون نره.....راستی یه سر به وب

 آجی رز هم بزنید (آرزوی محال) اون الان در غم از دست

 دادن دوستش هستش....دوستان اونو تنها نذارین و باهاش

همدردی کنید....مرسی از اینکه همیشه کنارم بودین و

هستین....همتون رو دوست دارم....کادو میخوام یالا زود

 بیاین منتظرتون هستم....Kissهورا داماد شدم....Smile 


  نظرات 32    
 

 پنجشنبه، 5 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و نه - 11:11 AM

دوستت دارم

 

می خواهم خود را بر این نوشته های بی جان

خالی کنم و از آن آتشی که در درونم شعله زده

رها سازم.چشمهای خود را می بندم و خود را بر

 روی ابری سفیدو لطیف احساس می کنم.دست

به هر چی می کشم عکس نگاهت از لا به لای آن

 همه سفیدی و نرمی می گذرد باز تکرار می کنم حسی

 غریب تمام وجودم را در بر می گیرد.حسی که مرا تا

آخرین نقطه ی زیبایی ها می کشاند.مگر این دل با چند

 بار تکرار قانع می شود؟حتی فرصت فکر کردن نیست

شاید این بار پیروزی از آن دل است و راه گریزی نیست.

باید پیش رفت.تا کجا خدا می داند.آخرین جمله را بگویم که

می دانم اگر انکار کنم جوابگوی این دل طغیانگر نخواهم

 شد.دوستت دارم.......چقدر؟؟؟؟؟نمی دانم. 

                                    

                                  Smile این شعر هم سروده ی خودمه Smile


  نظرات 46    
 


 
 
 
 
Home - Contact Us - Creative Design Center - top 

Powered by IRANBLOG version 4.3 Beta
Copyright ©2003 - 2009 , http://tanhayeashegh.iranblog.com/